تبليغاتX
یامهدی

یامهدی
 
تورامن چشم در راهم
 

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره):

ــ بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.

ـ بار ديگر تأكيد مي‌كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت.

ـ مليت كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول‌پرستي و تحجرگرايي و مقدس‌نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند.

ـ در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيم.

ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.

ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

ـ من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي‌خورم و از خدا مي‌خواهم تا با بسيحيانم محشور گرداند.

ـ تشكيل بسيج در نظام جمهوري اسلامي ايران يقيناً از بركات و الطاف جلية خداوند تعالي بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران ارزاني شد.

 

ولی امر مسلمین جهان حضرت آيت الله العظمي امام خامنه‌اي (مدظله العالي):

 ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.

ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است.

ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد.

ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.

ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است.

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.

ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.

ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.

ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.

ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها

ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.

ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست.

ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.

ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.

ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است.

ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است.

ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است.

ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم آذر 1390 توسط کعبی

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا بقیه الله فی ارضه


عید ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام مبارک


سیمای امام زمان ( عج ) در خطابه غدیر


یا امیرالمومنین حیدر . عید غدیر خم مبارک . نوای دل


در خطبه شریف غدیر به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.
در فراز اول می فرمایند:« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها... مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا »

ملاحضه شود که پیامبر صلی الله علیه آله به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المومنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند:


اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المومنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.


فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه آله به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لفظ هشدار دهنده،


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1390 توسط کعبی

عید قربان

www.toppatogh.com | کارت پستال زیبا برای عید قربان

عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است ملت اسلام را امروز زیب و زیور است

حبّذا عیدى كه سرخ از خون قربانى او گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است

حبّذا روزى كه ابراهیم را در كوى دوست ذبح اسماعیل از یك گوسفند آسان‎تر است

حاجیان از جان چنان بوسند آن سنگ سیاه خانه حق را كه گویى خال روى دلبر است

سالى ار یك حج بود مر حاجیان را در حجاز در خراسان خلق را هر روزه حجّ اكبر است

خانه حق را اگر خواهى بپو راه حجاز ور بخواهى صاحب آن خانه در این كشور است

اندرین عیدى كه ملت را همه فرّ و بها از نو آیین سنّت پاك خلیل آزر است

سعى تو مشكور باد و حجّ تو مبرور باد در حریمى كز شرافت كعبه را تاج سر است


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1390 توسط کعبی
 

فلسفه و حكمت روزه

روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.

مركز بيماريها معده است

پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء» (1)

معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.

پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود

پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏فرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏باشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏گردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏گشايد.

امام على(ع) در فلسفه روزه چه مى‏فرمايد؟

ما اگر پوياى فلسفه روزه و حكمت تشريع آن باشيم و از خواص و فوائد آن بخواهيم اطلاعات بيشترى پيدا كنيم و به اشكال تراشيهاى منتقدين پاسخ اقناع كننده بدهيم به سخنان حكيمانه و درربار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مى‏دهيم در قسمتى از اين خطبه امام مى‏فرمايد: «و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم، و اذهابا للخيلاء عنهم لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصيام تذللا» (2) اميرمؤمنان عليه السلام به دنباله مطالب ارزشمندى مى‏فرمايد: از خدا بترسيد و از كيفر تباهكارى در دنيا، و از زيان ستمگرى در آخرت ... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى‏فرمايد، به وسيله نمازها و زكاتها، ( و سپس فوائد و پاره‏اى از علل و فلسفه روزه را بيان مى‏فرمايد) و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و ديگر ايشان (از معصيت و نافرمانى) و چشم به زير انداختنشان و فروتنى جانهاشان، و زبونى دلهاشان، و بيرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاى نيكو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانيدن اعضاء شريفه (هفت موضع) را به زمين براى اظهار كوچكى و «ذلت‏به پيشگاه با عظمتش‏» و در روزه رسيدن شكمها به پشتها براى خضوع و ناچيز دانستن خويش كه روزه و نماز و زكات فلسفه‏اش سازندگى و تزكيه، و تذلل و تقلل به پيشگاه حضرت حق است، و از چيزهائى است كه مى‏تواند آدمى را از چنگ شيطان نجات بخشد، و از انواع بيماريهاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا ياد آدمى دهد، مخصوصا روزه است كه از امتيازات بخصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ برگزار شده است. كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) درجائى ديگر مى‏فرمايد:«و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (3)

روزه براى آزمايش اخلاص مردم است

خداوند روزه را براى آزمايش اخلاص مردم واجب فرموده است، كه روزه در اخلاص عمل بسيار مؤثر است، يعنى كسى كه روزه مى‏گيرد و تمامى روز را با همه امكان بخوردنيها و آشاميدنى‏هايى كه در اختيار دارد، در عين حال امساك مى‏نمايد، جز اخلاص به پيشگاه حضرت حق مفهومى ديگر ندارد، و در قسمتى از نهج البلاغه مى‏فرمايد: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب‏» (4) و يكى از دلائل وجوب روزه اين است كه روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، يعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، كه به وسيله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى‏آيد.

خدايا از گرسنگى بتو پناه مى‏آوريم

فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» (5) خدايا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سير بيمارى زيادى به همراه مى‏آورد.

از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت‏شده است. افرادى كه كم مى‏خورند، از كسانى كه هميشه سير مى‏خورند سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند.

ابعادى در فلسفه روزه از بيان امام صادق(ع)

هشام بن حكم از رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (عليهما السلام) مى‏پرسد از علت و فلسفه روزه، امام مى‏فرمايد: «انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و القير و ذلك ان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع، فيرحم الفقير، لان الغنى كلما اراد شيئا قدر عليه، فاراد الله تعالى ان يسوى بين خلقه، و ان يذيق الغنى مس الجوع و الالم ليرق على الضعيف و يرحم الجائع‏» (6)

حضرت صادق(عليه السلام): براستى خداوند روزه را واجب كرد، تا به وسيله او بين اغنياء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آيد، و اين براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكرده‏اند، به فقراء ترحم نمايند، زيرا اغنياء هرگاه (خوردنى و آشاميدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماكولات و مشروبات كردند) برايشان ميسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده‏» كه تا بين بندگانش از فقير و غنى، برابرى به وجود آورد، و اينكه سرمايه داران مسلمان الم جوع و گرسنگى را لمس نمايند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان و محرومان مى‏انديشد اسلام است.

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏فرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها يذوب الحرام من جسده، و الثانية يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطيئة ابيه آدم، و الرابعة يهون الله عليه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة يطعمه الله عزوجل من طيبات الجنة، و السابعة يعطيه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقت‏يا محمد» (7) .

هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فت‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند: 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود، 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند، 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند، 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود، 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد، 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد.

فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع)

امام رضا(عليه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏فرمايد: «انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش، فيستدلوا على فقر الآخرة، و ليكون الصائم خاشعا ذليلا مستكينا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فيستوجب الثواب مع ما فيه من الامساك عن الشهوات و يكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دليلا لهم فى الآجل و ليعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا فيؤدوا اليهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏» (8)

وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏پرسند، مى‏فرمايد: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواريهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه مى‏فرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة، ياد آوريد از گرسنگى و تشنگى روزه داريتان گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را، كه اين يادآورى انسان را به فكر تدارك قيامت مى‏اندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعيفش بنمايد و آنان را از امكانات مادى و غير مادى خويش بهره‏مند سازد).

(آنگاه امام عليه السلام خصوصيات صائم را اين چنين توصيف مى‏فرمايد) و هر آينه روزه‏دار بايد (به پيشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذليل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خويش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مى‏آيد، (و ناديده گرفته نمى‏شود) و در همه حال به آنچه كه انجام مى‏دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مى‏رسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پيروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داريش را به او مرحمت‏خواهد فرمود) و اين اوصاف حميده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنيا خواهد شد، (كه اثرات وضعى اين اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان بايد بشناسند شدت و اهميت مشكلات فقرا و بيچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكين در دنيا، سپس اداء نمايند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (يعنى اينطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و ديگران گرسنه باشند).

شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى‏» مى‏گويد:

و حسبك داء ان تبيت‏ببطنة و حولك اكباد تحن الى القد! (9)

يعنى: اين درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در گردت جگرها باشد كه قدح پوستى را آرزو كنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آنكه طعام داشته باشند.

بحثى ديگر در فلسفه روزه از امام رضا(ع)

امام رضا (عليه السلام) در يك پرسش ديگر از فلسفه روزه چنين مى‏فرمايد: «علة الصوم لعرفان مس الجوع و العطش ليكون العبد ذليلا مستكينا ماجورا محتسبا صابرا فيكون ذلك دليلا على شدائد الآخرة، علت روزه از براى فهميدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذليل و متضرع و ماجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فيه من الانكسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دليلا على الآجل ليعلم مبلغ ذلك من اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا و الآخرة‏» (10) علاوه بر اين كه در روزه انكسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنيا و عقبى. بلى اين است قسمتى از فلسفه روزه از بيان حضرت رضا عليه آلاف التحية و الثناء.

بلى روزه از افضل طاعات است، زيرا كه روزه مشتمل بر انكسار شهوات بهيميه است كه شريعت آسمانى و احكام الهى نيامده مگر براى تعديل شهوات و توقيف و مهار آنها كه در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزكيه و طهارت نفس و تصفيه آن از اخلاقيات رذيله، زيرا مقصود از صوم مجرد امساك از اكل و شرب و مباشرت با نسوان نيست، بلكه غرض نهائى آن كف نفس و نگهدارى آن از شهوترانى‏هاى حيوانى است، چنان كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: الصوم جنة فاذا صام احدكم فلا يرفث و لا يجهل و ان امرء جادله او شاتمه فليقل انى صائم: كه روزه سپرى است از براى شخص، زيرا يكى از شما اگر روزه گرفت‏سخن زشت نگويد، و كارهاى بيهوده نكند، و اگر كسى با وى مجادله كند يا او را شماتت نمايد، او بگويد من روزه هستم، مراد از اين حديث‏شريف نبوى (صلى الله عليه و آله) اين است: كه روزه وقايه‏اى است كه نگه مى‏دارد آدمى را از انحرافات و لغزشها، كه به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شيطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مى‏جويد، پس نفس را كنترل مى‏نمايد از شهوات نابجا، و شيطان را از خود دور مى‏نمايد.

مجراى نفوذ شيطان را با روزه ضيق نمائيد

بر اين مبنا رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ان الشيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع‏»، كه شيطان جريان مى‏يابد و نفوذ مى‏كند در فرزندان آدم، مانند جريان خون در بدن پس مجارى شيطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى يعنى روزه تنگ نمائيد، (11) و الحق، كه روزه بدون اثر چه فايده و ثمرى دارد؟ آرى فائده و اثرى ندارد كه آدمى غذاى ناهار خويش را به افطار تاخير اندازد، و از امساك و اجتناب از يك سرى مبطلات روزه، انواع تهمتها و دروغها و غيبتها و شهوترانى‏ها و هتك حرمت‏خلق الله و حفظ نكردن ناموس خويش از نامحرمان و سوء تربيت فرزندان و سرعت غضب به حادثه كوچكى و ايجاد ضرب و شتم و صدها گناه ديگر مرتكب شود و بگويد من روزه هستم خير؟ اين نوع روزه اثرى و فايده‏اى ندارد، بايد روزه قدرت ساختن و اصلاح نفس داشته باشد و روزه اين قدرت را دارد، لكن اين مائيم ارزش و اهمت او را تشخيص نداديم، و از اين نوع روزه‏هاى بى اثر ثمرى جز گرسنگى و تحمل تشنگى عايد ما نمى‏شود، و چه فايده‏اى است از براى روزه‏دار كه فريضه‏اى اداء كند و كبيره‏اى مرتكب گردد، و با خيانت‏بر بندگان خدا در مال و عرض ايشان تجاوز نمايد

روزه رابطه مستقيم با اخلاص دارد

خلاصه كنم و اين بخش را «فلسفه روزه و حكمت مشروعيت‏» به سخن مولاى متقيان (عليه السلام) مزين نمايم كه امام عليه السلام در آنجا كه فلسفه پاره‏اى از احكام را تشريح مى‏فرمايد: «و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (12)

خداوند، روزه را براى آزمايش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و كسى كه به پيشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى كه در فلسفه روزه بيان شده است‏شامل حالش مى‏شود، و روزه كاملا با اخلاص روزه‏دار، در رابطه است.

پى‏نوشت‏ها:

1- اركان الاسلام، ص 108 اين عبارت حديثى است كه از پيامبر اسلام در بحار الانوار، ج 14 روايت‏شده است، لكن اين كتاب بحارث بن كلده نسبت داده است.

2- نهج البلاغه فيض، ص 798.

3- از حكمت 244 نهج البلاغه فيض الاسلام.

4- نهج البلاغه، چاپ صبحى صالح، ص 163.

5- مجمع البحرين، ماده جوع.

6- وسائل الشيعه، ج 7، ص 3 - و من لا يحضره الفقيه، ص 73، ج 2.

7- خصال شيخ صدوق، ص 386.

8- وسائل الشيعه، ج 7، ص 4.

9- حاتم به عبد الله طائى.

10- علل الشرايع صدوق عليه الرحمه.

11- از مجموعه‏اى از سخنان پيشوايان معصوم(ع) استخراج شده است.

12- نهج البلاغه، ص 1197.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم ص 81

سيد حسين موسوى راد لاهيجى


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط کعبی
 

خدايا   
عذر ميخواهم از اين که بخود اجازه ميدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر ميخواهم که ادعا هاي زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالي که خوب ميدانم وجود من ضائيده ي اراده من نيست و بدون خواسته ي تو هيچ و پوچم ,
عجيب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم

خدايا...
تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم
تو مرا آه کردي که از سينه ي بيوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فرياد کردي که کلمه ي حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمايم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتي 
تو مرا به آتش عشق سوختي
تو مرا در توفان حوادث پرداختي , در کوره ي غم و درد گداختي
تو مرا در درياي مصيبتو بلا غرق کردي
  و در کويره فقر و هرمان و تنهائي سوزاندي.

خدايا ...
تو به من
پوچيه لذات زود گذر را نمودي
ناپايداري روزگار را نشان دادي
لذت مبارزه را چشاندي
ارزش شهادت را آموختي

خدايا 
تو را شکر ميکنم
که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي
و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.

فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست
بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بلاخره شهادت است
 
"بهترين جاي نجواهاي دکتر اينجاست

خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدي که عصاره ي حيات انسان است
آنگاه که در آتش عشق ميسوزم
يا در شدت درد ميگدازم
يا در شوق زيبائي و ذوق عرفاني آب ميشوم و سراپاي وجودم
روح ميشود
لطف ميشود
عشق ميشود
سوز ميشود
و عصاره ي وجودم بصورت اشک آب ميشود
و بعنوان زيبا ترين محصول حيات که وجهي به عشق و ذوق دارد و وجهي ديگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.

اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد

خدايا
تو مرا اشک کردي که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم
تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان توفان حواث بغرم
تو مرا درد و غم کردي تا همنشين محرومين و دلشکستگان باشم
تو مرا عشق کردي تا در قلبهاي عشاق بسوزم
تو مرا برق کردي که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهي اين شب ظلماني را بدرم
تو مرا زهد کردي که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتي وجود داشته باشم
و هنگام پيروزيو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائي با خداي خود بمانم.

خدايا تو را شکر ميکنم
که غم را آفريدي و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختي و مرا از اين نعمت بزرگ توانگر کردي.

خدايا تو را شکر ميکنم
که به من درد دادي و نعمت درک درد عطا فرمودي

تو را شکر ميکنم
که جانم را به آتش غم سوزاندي و قلب مجروهم را براي هميشه داغ دار کردي دلم را سوختي و شکستي تا فقط جايگاه تو باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم تیر 1388 توسط کعبی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط کعبی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 توسط کعبی

یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی 

 

السلام علیکِ يا بنت رسول الله ، السلام علیکِ يا بنت نبي الله ،

 

السلام علیکِ يا بنت حبيب الله ، السلام علیکِ يا بنت خليل الله ،

 

السلام علیکِ يا بنت صفي الله ، السلام علیکِ يا بنت أمين الله ،

 

السلام علیکِ يا بنت خير خلق الله ،

 

السلام علیکِ يا بنت أفضل أنبياء الله ورسله وملائكته ،

 

السلام علیکِ يا بنت خير البريه ،

 

السلام علیکِ يا سيدة نساء العالمين من الأولين والآخرين

السلام علیکِ و رحمه الله و برکاته

 

ای هنرِ منجلی کردگار

 

ای سبب چرخش لیل و نهار

ای حرمت دست نیازیدنی

 

شأن و مقامات تو نادیدنی

فتح فتوح همه خلقت تویی

 

احسن خلق، آیه عصمت تویی

در همه مُلک و مَلَک مبدأیی

 

بر همه اسرار تو مستودعی

ای تو به اخیار وجیه اللّهی

 

بر همه ابرار ولی اللّهی

کوثریت نخله والاستی

 

کثرت آن شاخه طوباستی

در همه جا نسل سیادت ز توست

 

وز همه رو بال سعادت ز توست

کار خدا منقبت حضرتت

 

معرفت از ناحیه حضرتت

سقف زمان، آینده بندان توست

 

ابر کرم، فاطمه باران توست

رایحه سیب بهشتی، تو راست

 

مقصدم از پاک سرشتی، توراست

آب و گل ما ز تو پرداختند

 

خانه دل با گل تو ساختند

پنجره خانه دل رو به توست

 

مرغ دل خسته، پرستوی توست

عالم و آدم همه شیدائیت

 

شمس و قمر پرتو زهرائیت

زهره زهرا دو جهان نام توست

 

کن فیکون بسته به اقدام توست

فاش کنم، گرفته بی تملق

 

بر تو اراده خدا، تعلق

فاش کنم قصه لولاک را

 

خلق سماوات و افلاک را

این من و این دینم و این حرف نغز

 

فاطمه، احمد و علی اسم رمز

اسم تو موجود مطیع خداست

 

آن محک رمز بدیع خداست

نام تو در بوته هر امتحان

 

گشت قبول از هنر کن فکان

آن چه صفات است به اسماء حق

 

در همه موصوف تویی ای سَبَق

کی ثمر فعلیه خاتمی؟

 

خاصیت اسمیه اعظمی

آنچه که مدح است به ام الکتاب

 

وصف تو زهراست به هرفصل و باب

هر که ره و رسم ولایت رود

 

تازه به سر منزل عصمت رسد

ای به مسر تو خدا آشکار

 

رمز علی دوستیم فاش دار

فاش که شد سر الستُ برب

 

صوت علی منعکس از تو به رب

با تو مسیر ازلی ممکن است

 

مشی تو با ذکر علی ممکن است

بی تو پذیرش نشود انبیاء

 

بی تو به جایی نرسد اولیاء

معجزه و مصحف و لوح و قلم

 

از ید و بیضاء تو گردد علم

 

******

 

یاد کنم از یکی از معجزات

 

معجزه ای کز پی آن شد نجات

فاش چو شد در صده چهارده

 

روح خدا همچو مه چهارده

روز تو با روز خمینی رسید

 

نهضت زیبای حسینی دمید

بعد خمینی ننمودی رها

 

این گله و این رمه پر بها

باز نمودی به علی یاوری

 

باز تو کردی به نبی مادری

فاطمه جان آمنه ای کرده ای

 

هدیه به ما خامنه ای کرده ای

ام ابیها اگرت نام شد

 

خلقت تو ضامن اسلام شد

 

 یا امیرالمومنین، حیدر(ع) مدد

 

علی ست فرقان و قدر،علی ست یاسین و نور

علی بُوَد ها و میم،علی همان طا و هاست

 

علی رکوع و سجود، علی قیام و قعود

علی ست تکبیر و حمد،علی سلام و دعاست

 

علی ولی غدیر،علی بشیرالنذیر

علی ولی خدا،علی سراج الهدی ست

 

علی ست جان جهان،علی ست سرّ نهان

امامت او عیان ز آیه انّما ست

 

من و ولای علی،سرم فدای علی     

که خاک پای علی به دیده ام طوطیاست

 

علی به جانم شکیب، علی به قلبم حبیب

علی به زخمم طبیب، علی به دردم دواست

 

بدون مهر علی، هر آنچه طاعت هَدَر

سوای حب علی تمام ایمان هُباست

 

بهشت بی او جهیم، جهیم با او بهشت

قضا به امرش قَدَر، قَدَر به حکمش قضاست

 

سیاه رویم ولی، دلم بُوَد منجلی

به دوستی علی، مسِ وجودم طلاست 

 

 

از عین علی ، عیون ما بینا شد ..... وز لام علی ، لسان ما گویا شد

در یای علی ، نور خدا می بینم ..... ز آن نور محمد و علی پیدا شد

 

یا امیرالمومنین، حیدر(ع) مدد

 

دلا با حب حیدر باش خرم ..... که مهرش با عبادت گشته توام

محب مرتضی را در قیامت ..... نباشد از حساب خویشتن غم 

یا امیرالمومنین، حیدر(ع) مدد

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط کعبی

 

 Mehdi

 شیخ صدوق در(عیون اخبار الرضا)با سه سند ازامام رضا(ع)نقل می کند که گفت:

پیغمبر اکرم(ص)فرمود:

 

افضل اعمال امت من انتظار فرج پروردگار است که لطف نموده امام زمان را برای نجات مردم از چنگ ظلم و بد بختی آشکار گرداند.

 

شیخ الطایفه(ره)در کتاب(امالی)از سعید ابن مسلم و او از امام زین العابدین(ع)رووایت کرده که پیغمبر فرمود:هر کس با اندکی از روزی خدا از خداوند راضی باشد،خدا هم به عمل قلیلی از وی خشنود است و انتظار فرج عبادت است.

 

در جلد هفدهم بحار النوار آمده:مردی از حضرات علی(ع) پرسید:کدام عمل نزد خدا محبوب تر است؟فرمود:انتظار فرج.

امام زین العابدین (ع)فرمود:غیبت بوسیله دوازدهمی از جانشینان رسول خدا وامامان بعد از او ممتد میشود.

مردم زمان اوکه معتقد به امامت وی می باشند و منتظر ظهور او هستند،از مردم تمام زمانها بهترند،زیرا خداوندعقل و فهمی به آنها داده که غیبت در نزد آنهاحکم مشاهده را دارد!

خداوند آنها را در آن زمان مثل کسانی می داند که با شمشیر در کنار پیغمبر(علیه دشمنان دین)پیکار کرده اند،

آنها مخلصان حقیقی و شیعیان راستگوی ما هستند که مردم را به طور اشکار و نهان به دین خدا می خوانند.و هم فرمود:انتظار فرج بزرگترین فرج است.

 

در کمال الدین و معانی الاخبار از ابو بصیر روایت می کند از امام صادق(ع)که فرمود:

 

طوبی برای کسی است که در غیبت قائم ما چنگ به گفتار ما زند و بعد از انکه هدایت یافت دلش از دین حق بر نگردد.

من عرض کردم:فدایت شوم،(طوبی)چیست؟

فرمود:که طوبی درختی است در بهشت که ریشه آن در خانه علی ابن ابیطالب است و شاخه هایش در خانه های مومنین میباشد؟

 

اینست معنی آیه شریفه(طوبی لهم و حسن مآب)

 

همچنین روایت شده از امام علی(ع) که فرمود:منتظر فرج(آل محمد)باشیدو از رحمت خداوند نا امید نشوید.زیرا که بهترین اعمال در نزد خداوند انتظار فرج است.

 

و هم فرمود:طاقت کندن کوهها آسانتر از انتظار دولتی است که ظهورش به تاخیر افتاده است.

از خداوند مدد بخواهید و صبر پیشه سازید که خداوند زمین خود را به بنده شایسته خود میسپارد و عاقبت نیک از آن پرهیز کاران است.پیش از رسیدن دولت حق شتاب مکنید که پشیبمان میشوید و مدت انرا دراز مشمارید که باعث قساوت  دلهاتان می گردد.

کسیکه عشق به ظهوردولت ما را به دل گرفته است در حظیره القدس(مکان مقدس بهشت)با ما خواهد بود، و کسی که منتظر امر ماست، همچون شهیدی است که در راه خدا در خون خود غلطیده است.

 

 ای کاش می دانستیم کی دلهایمان به ظهور تو آرام خواهد گرفت...!

 

 خدایا ما را جزو منتظران واقعی آقامون قرار بده.....الهی امین

                                                                                 ادامه دارد.......

 

 دلم اندر هوایت پرکشان است ... که یاد تو مرا آرام جان است
توهستی نور مطلق یابن الزهرا ... هجوم ظلم و ظلمت بی امان است
بیا آنی نظر بر این دلم کن ... مرا سود دو عالم در همان است
به قربان قدومت هستی من ... که ذکر جان و دل صاحب زمان است

 

از همگی التماس دعا.....

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام مهر 1387 توسط کعبی

سلام اي انتظــار انتظـــارم                                                    سلام اي رهبر و اي يادگارم

  سلامم بر تو اي فرزند زهرا                                                   سلامم بر تو اي نـــاجي دنياامام زمان عج

ما منتظريم از سفر برگردي 

                                                                        يک روز شبيه رهگذر برگردي

با کاسه آب و مجمري از اسپند

                                                                    ما آمده‌ايم پشت در برگردي

وقتي سر شب که رفتنت را ديديم

                                                              گفتيم نمي‌شود سحر برگردي

ما منتظر توايم آقا نکند 

                                                                             يک جمعه غروب بي خبر برگردي

من گوشه‌نشين کوچه برگشتم

                                                                 اي کاش که از همين گذر برگردي

پرواز نمي‌کنيم از اينجا بايد

                                                                        در فصل نبود بال و پر برگردي

وقتش نرسيده است اي مرد ظهور

                                                            با سيصد و سيزده نفر برگردي


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام مهر 1387 توسط کعبی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک